توچنان خوبی که من طغیان میکنم
آنقدر محبوبی که عصیان میکنم
توبه زلف و لعل و چشمان سیه
آنگونه مطلوبی که من ایثارمیکنم
A
توچنان خوبی که من طغیان میکنم
آنقدر محبوبی که عصیان میکنم
توبه زلف و لعل و چشمان سیه
آنگونه مطلوبی که من ایثارمیکنم
A
شوق آمد و قبله تغییر کرد
عشق آمد و کعبه تغییر کرد
آن ماه صنم که خندیدبرما
خوش آمد و قضاتغییرکرد
ما که خسته از راه بودیم
باجلوه اش مسیرمان تغییرکرد
آن که شکمان تردید بود
باعشوه اش باورمان تغییرکرد
اشکال به نظربازی آزادمکنید
یارآمدو آسمان ماتغییرکرد
ع الف (آزاد)
A
شعرکوتاه(غزل)