سرودم شعری از وحدت بهر یار
عمری ازمن صید شد نزد یار
بدانستم خورشید شرقی نیست غربی
روز وشب یک نیست در روزگار
هرچه گویم زار، حقیقت وحدت است
جمله مستان می کنندم بی قرار
ادعایم بی مدعی ماند بر زمین
هیچ ندایی یار نشدکعبه ام را دردیار
لیلی و مجنون اگریک آدم است
روح آدم انفاقی است ازکردگار
A